https://chapemiaad.com/blog/product/%d9%85%d8%b9%d9%86%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%b0%d9%87%d9%86/
برچسب:
نویسنده: مینا محبی
(شب موهوم...)هوا عریان...زمین در قعر تاریکی...عجب فصل غم انگیزی!!!چه سرمایی به جان عالم افتادست...در این دوران اشک و غم چه میگویی؟چه میگویم؟چه میپندارد امشب اژدهای دون و خون آشام؟که سرما تا ابد بر شاخسار نونهالان زنده میماند؟سکوت مرگباری در واری سرد کوهستان به نای خستگان چون تيغ میبارد...بخار از خون کودک میشود ابری...به روی منطق و احساس خواب آلود شبها نور ميسازد....شب است و فصل سرما و سکوت و فکرها هم جمله موهوم است....توَّهم میزند خاکستر از شبها که خاموشند...در شب بی آشیان....در شب سرما و بی احساس...یا مرد باید بود...یا درد باید شد...یا فقط موهوم باید زیست....
برچسب:
نویسنده: مینا محبی